بالاترین


۱۳۸۸ دی ۶, یکشنبه

فرکانسهای جدید تلوزیون بی بی سی

نایل ست:10.757 گیگا هرتز-
پولارازاسیون عمودی-
سیمبل ریت 27500 اف ای سی چهارم

۱۳۸۸ دی ۵, شنبه

خدا خواندن امامشان خامنه ای توسط یک ذوب شده در ولایت قتل و تجاوز

یکی از کابران بالاترین Khabarchin57 با اسمی برازنده بروی سایت خود که البته لینکش را در بالاترین داده بود امام تازه به دوران رسیده شان را در مقام خداوند قرار داده. حال سوال این است که مشرک به چه کسی گفته میشود؟ اگر یکی از طرفداران جنبش سبز این شرک گویی را کرده بود چه جنجالی به پا میکردن؟اینهم متن:
این راز نه رازی است که با من و تو در میان نهند. ولایت امام بر مخلوقات، ولایت خداست، یعنی همه‌ی ذرات عالم، از پای تا سر، بقایشان به جذبه‌ی عشقی است که آنان را به سوی امام می‌کشد، اما خود از این جذبه بی‌خبرند. اگر او کشکشانه ما را به کوی دوست نکشد و بر پای خویش رهایمان کند، یاران، همه از راه باز می‌مانیم. آسمان را دیده‌ای که از او بلندتر هیچ نیست، اما در گودال‌های حقیر آب نیز می‌نگرد؟
http://monkrat.persianblog.ir/post/401/

۱۳۸۸ دی ۳, پنجشنبه

پدر و مادر من بمن نگو نرو تظاهرات

پدر من با پوزش ولی نسل ما جر خورد با اشتباه انقلابی شما ولی دوستت دارم چون پای اشتباهت ایستادی. نسل من هیچی از زندگی آزاد نفهمید. نفهمیدم چطوری بزرگ شدم. هرجا میرفتیم ترس مامور لذت جوونی رو از ما میگرفت. شاخه گلی به کسی که دوست داشتی رو باید یواشکی به او میسپردی تا مورد ملامت دیگران نباشی آخه میدونه از زمانی که شما انقلاب کردی عاشق شدن ممنوع شد. من یک عقده فرو خفته هستم که حقارت رو با سیلی در بازداشتگاه و یا بازرسی بدنی در فرودگاه هر کشور خارجی تحمل کرده.هرچند هنوز جوونم ولی انگار پیر شدم. دیگه مثل یک جوون اروپای فکر نمیکنم بلکه عمیقتر فکر میکنم. زود تصمیم نمیگیرم.زود احساساتی نمیشم. این نکات مثبت رو دارم ولی به قیمت جوونیم. به نظر شما من توی این معامله بردم یا باختم؟ شاید این گردش روزگار بروی شانه های من باید سنگینی میکرد تا نسل بعدی من مجبور به پرداخت هزینه ای به این سنگینی نمیشد. نمیخوام نسل ها و فرزندان بعدی ایرانزمین هم مثل من هزینه بدهند. من فقط از یک چیز میترسم و اون به آزادی نرسیدن هست.بگذار نسل من در تاریخ این سرزمین به خاطر زجری که کشید جاودانه بشه. جوانمردان و جوانزنان همسن من منتظر هستن کار نا تمام شما رو تموم کنیم پس به من نگو نرو تظاهرات که من بازنده دوسر سوخت هستم.

۱۳۸۸ دی ۱, سه‌شنبه

پزشکان در مورد افزایش مصرف و سلامتی رهبر خائنین جهانامام خامنه ای هشدار دادند



آژانس هوا فضای آمریکا ناسا اعلام کرد که رهبر خودخوانده ایران را روز رحلت پدر جنبش سبز آیت الله عظما منتظری در فضا رصد کرده اند. این آژانس اعلام کرد که رهبر ایران هنگام پرواز با یک فروند فضاپیمای F-BAFOUR توسط تلسکوپ فضایی هابل شناسایی شد. آگاهان خبر دادند که دلیل فرستادن پیام تسلیت به پدر معنوی جنبش سبز در مقام خداوند هم به همین علت بوده است. در این میان پزشکان هشدار دادند که استفاده از سوخت زیاد در این فضا پیما سریع السیر باعث ایجاد پرتوهای مورفین اکتیو خواهد شد که برای سلامتی عظما خطرناک میباشد. خبرها حاکی از آن است که ولی وقیح برای گریز از فشارهای وارده از تظاهرات میلیونی مردم در تشییع جنازه پدر معنوی جنبش مجبور به سفرهای فضایی شده که دراین سفرها به علت بالا بودن سطح ارتفاع پرواز عظما احساس نزدیکی بیشتری به پروردگار کرده و در نتیجه پیامهایی در هیآت خداوندی به ملت میفرستد که پزشکان از مردم شریف ایران درخواست کردند که این پیامها را جدی نگیرند چون این گونه پیامها در نتیجه عوارض جانبی مورفین اکتیو میباشد. طبق آخرین تحقیقات پزشکان این موضوع با آزمایش خون ثابت شد و پزشکان یک قطره خون در مورفین عظما پیدا کرده اند. از سویی دیگر میلیونها بسیجی که برای سرکوب پنج هزار نفر اخلالگر به علت توهین به ساحت نامقدس رهبر در مراسم خاکسپاری گرد هم آمده و با دسته بیل هایشان در مراسم حاضر شدند تا بیل محکمی به دهن یاوه گویان شرق و غرب بزنند و همگی شعار سر دادند :
چیزی که در دست ماست- هدیه به رهبر ماست

۱۳۸۸ آذر ۲۸, شنبه

مهر انتخابات 1388 مثل سوهان روح توی شناسنامه من نشسته و داره دهن کجی میکنه

امروز برای کاری دست به شناسنامه بردم. همین که بازش کردم انگار یکی با پتک زد توی سرم. این مهر انتخابات ریاست جمهوری 1388 مثل یک دهن کجی به همه توی شناسنامه ها حک شده و از کله من یکی بیرون نمیره. کاش میشد که این مهر رو برمیداشتم یا ای کاش اصلا رای نمی دادم ولی باور کنید این مهر توی شناسنامه عین خوره توی جونمه. این احمقها فکر نکردن که دهن کجی به این بزرگی رو هیچکس نمیتونه تحمل کنه؟ دهن کجی به وسعت یک کشور با یک مهر ثبت شده توی شناسنامه هر ایرانی.

۱۳۸۸ آذر ۲۱, شنبه

سربازان وظیفه بهترین منبع خبر دستگیری یا ترور رهبران جنبش هستند

رژیم همیشه قبل از انجام کاری مثل دستگیری یا ترور تمام پادگانهای نیروی انتظامی و سپاه را به حالت آماده باش در خواهد آورد. سربازانی که در نیروی انتظامی و سپاه خدمت میکنند بهترین منبع برای آماده باش جنبش سبز هستند. اگر کسی سربازی میشناسد باید از آنها بخواهد که در صورت آماده باش بقیه را خبر کنند تا همه ما هم به حالت آماده باش باشیم و غافلگیر نشویم. کادر نظامی ایران شدیدا به سربازهای وظیفه متکی است و کادر حرفه ای و مجرب کم دارد. باید روی سربازان وظیفه سرمایه گزاری کرد آنها کمکهای زیادی میتوانند به جنبش کنند. جنبش باید سربازان وظیفه را برای روزهایی که رژیم قصد ایستادن در مقابل مردم را دارد آماده کنند. پیروزی نزدیک است.

احتمال ترور رئیس جمهور موسوی بیشتر از دستگیری است

ما درختیم، سبزیم، ریشه در خاک وطن داریم. تقصیر نداریم، گر شما علف هرزید، ریشه در لجن دارید
خبری که در سایت کلمه منتشر شد حاکی از خبرهایی است که کودتاچیان از اتفاقات روزهای محرم به لرزه افتاده اند و سناریوی آتش زدن عکسهای آقای خمینی هم حکایت از دسیسه ای کثیف برای مشروعیت بخشیدن به اقدامی کثیفتر را دارد. در این راستا احتمال ترور آقایان موسوی و کروبی به دلایل زیربیشتر میرود تا دستگیری آنها:
1-چون اولا رژیم از هزینه سیاسی خارجی و داخلی بالای دستگیری آنها باخبر است
2- در زندان رژیم مسئول سلامتی آنها خواهد بود و بهانه ای برای سر به نیست کردن ندارد
3- خبر دستگیری مانند خبر انتخابات باعث به خیابان آمدن مردم با ابعاد بسیار بزرگتر از انتخابات خواهد شد
4- در صورت دستگیری از طرف نیروهای خودی هم تحت فشار قرار خواهد گرفت
-اما در عوض ترور ساده ترین گزینه خواهد بود و مردم را در مقابل عمل انجام شده قرار خواهند داد و بعد تقصیر رو مانند تمام جنایات دیگرشان به گردن نیروهای خودسر خواهند انداخت. اگر رژیم به فکر دسیسه ای باشد ترور گزینه ای خواهد بود که مردم را در ماه محرم به حالت شوک فرو خواهد برد و شاید باعث انفعال و سردرگمی مردم بشود اما اگر رژیم واقعا دست به این ریسک و حماقت بزند روی دیگر قضیه این میتواند باشد که دودمان رژیم را بر باد رود.
باید هوشیار و مراقب بود این رژیم برای مکر و حیله, قتل و غارت هیچ حد و مرزی نمیشناسد.
پیروزی نزدیک است پس کنار هم بایستیم

۱۳۸۸ آذر ۶, جمعه

دین اسلام ظرفیت و سازگاری محدود شدن به مسجد در دموکراسی آینده ایران مانند اروپا را ندارد

فَاِذا القَِيتُمُ الَّذينَ کَفَرُوا فَضَربَ الرَّقابِ حَتّی اِذا اَثخَنتُمُوهُم فَشُدّوُا الوَثاقَ »
[يعنی] کفار را هر کجا يافتيد گردن بزنيد تا زمين از خونشان رنگين شود . اسيران را محکم ببنديد که قادر به فرار نباشند.(سوره محمد آیه 4)-

هیچ انسان آزاده ای با دین کسی کار ندارد ولی وقتی دین دیگران با شما کار دارد میتوان ساکت بود؟
منتقدان دین و کسانی که به دین اعتقادی ندارند همیشه در طول تاریخ سرکوب شده اند و همیشه مورد آزار و اذیت قرار داشته اند. در ملک ایرانزمین دینداران 1400 سال است که به آتش افروزی مشغول بوده اند و هر اعتراضی با یک برچسب ملحد منافق مشرک کافر و... به بن بست رسیده است.
در دوران مدرن کشورهایی که با به چالش کشیدن دخالت دین در زندگی فردی و اجتماعی به دموکراسی رسیده اند جایگاه اصلی دین را مشخص کرده اند که همانا محصور کردن آن در کلیسا میباشد و بر این باورند که دین محترم است تا زمانی که از محدوده خویش قدم فراتر نگذاشته است. اما در ایران همین دین در تمام عرضه های زندگی شخصی فرهنگی اجتماعی سیاسی و..نه تنها قدم میگذارد که دخالت هم میکند. کسانی این دین را به ابزاری برای حفظ و بدست آوردن قدرت و پول مبدل کرده اند(البته از آغاز چنین بوده) پس آیا هنوز هم باید در مقابل دینی که 1400 سال به عنوان ابزاری برای استعمار و خودکامگی استفاده شده ساکت بود؟ دینی که باعث تمام عقب ماندگی ها شکستها و تعصبهای خشک بوده است. دینی که به همه چیزما کار دارد از توالت رفتن تا شخصی ترین مسائل (سکس) و باعث تمام بدبختی های ایرانی است را میشود به بهانه احترام به عقاید دیگران باز هم به حال خود رها کرد؟
مگر نه این است که دین اسلام در تمام این 1400 سال در راس همه چیز در این جامعه بوده و کسی چیزی نگفته یا اگر گفته سر به باد داده است؟ پس چه سودی به جامعه رسانده است کهباز هم نباید حرف زد؟
دوران سلطه دین در اروپا را روحانیون با دیانت مسحیت با آنهمه لطافت به یکی از مخوفترین دوران تاریخ بشر تبدیل کردند. اما دین مسیحیت در زمانی که دموکراسی در اروپا برقرار شد به خاطر لطافتهای خاصی که شخصیت و رفتارخود مسیح داشت این پتانسیل را بوجود آورد تا از بین نرود و محترم به کلیسا هدایت شود.
اما آیا این مسئله در مورد اسلام هم صدق میکند؟ دینی که دستور کشتن و ریختن خون هر آنکس که به آن ایمان ندارد را سر میدهد را میشود در آینده دموکراسی ایران برایش جایی فرض کرد؟ هرچند که شعار لا اکراه فی دین برای بستن دهان مخالفین و وانمود به مهربان بودن است اما در عوض دهها آیه در کشتن کفار دارد.
دین اسلام به خاطر ماهیت خشونت بارآن همیشه به عنوان یک پتانسیل برای ادامه خشونت وجود خواهد داشت.
دینی با بیش از 500 آیه قتال که سراپا خشونت است را میشود در کنار دموکراسی قرار داد و انتظار همخوانی با آنرا داشت؟ آیا میشود به دینی که طرفدارانش دست به هر خشونتی میزنند احترام گذاشت؟
پس اگر به این دین میشود احترام گذاشت باید به کسانی که هنوز از استالین و هیتلر پیروی میکنن و به آنها اعتقاد دارند هم احترام گذاشت. آیا هموطنانی که هنوز به اسلام اعتقاد دارند نباید به خود زحمت خواندن یک کتاب مثل 23 سال مرحوم علی دشتی را در نقد اسلام به خود بدهند تا درک کنند ریشه تمام بلاهایی که سرشان میآید از کجاست؟ کتابی در رد اسلام با بیش از 400 صفحه مدرک مستند از خود قرآن و حدیثهای معتبر و تاریخی که همه دنیای اسلام در صحت آن اتفاق نظردارند ارزش خواندن ندارد؟ اگر چیزی حقیقت دارد پس چرا باید از نقد شدن بترسد؟ اگر باورهای هموطنان مذهبی قرار است با یک کتاب از بین برود پس بهتر است که اجازه دهند که از بین برود چون آنقدر سست است که با یک کتاب نقد از ریشه نابود خواهد شد.
آیا احترام را باید به چیزی که محترم است گذاشت یا به هر چیزی حتی مضر و ضد انسانی. دین اسلام را نمیشود در آینده به مساجد هدایت کرد چون این دین دینی سیاسی است برای کسب قدرت و ثروت و نمیتوان آنرا به مسجد محدود کرد.اسلام ظرفیت آنرا دارد تا هر لحظه توسط هر کسی به صورت هیولایی درآید و زندگی های زیادی راتباه کند. از نظر من اسلام باید از جامعه ایران رخت ببندد. خیلی ها از جمله خود من زمانی که به ماهیت اسلام پی بردند شاید احساس خلاء کنند ولی این برای مدت کوتاهی خواهد بود و انسان دوباره به زندگی عادی و اینبار بدون خرافات بر خواهد گشت. آیا ما نباید به خود زخمت فقط خواندن یک کتاب را بدهیم تا فرزندانمان در جامعه ای آزاد از نظر سیاسی و مذهبی زندگی کنند؟
هموطن عزیز دینی که شما به آن اعتقاد دارید باعث سختی های بسیاری برای من و شما بوده است. آیا اینهمه تحمل سختی ارزش شنیدن نقد بر دینی با آن به این نقطه ما را رسانده اند را ندارد؟
شاید از هر 1000 مسلمان ایرانی یکنفر هم قرآن را مطالعه نکرده است. مطالعه البته خواندن عربی آن نیست بلکه مطالعه تمام قرآن برای کشف و بررسی است و البته به زبان شیرین پارسی. بنابر این کسی در ایران مسلمان نشده است بلکه مسلمان بدنیا آمده است و همینطور پدر به پسر منتقل شده است.

با این دو سه نادان که چنین پندارند
از جهل که دانای جهان ایشانند
خرباش..که از خری ایشان به مثل
هرکس نه خر است...کافرش میخوانند
حکیم خیام









۱۳۸۸ آذر ۴, چهارشنبه

تشریح سمبل فروهر(متاسفانه نویسنده رو نمیدونم)

نگاره فروهر باستانی ایران

از آنجایی که هر کشور و ملتی نشانه و سمبولی ویژه از خود دارند
- ایرانیان یکی از کهن ترین مردمانی هستند که سمبولی بسیارشگفت انگیز و سراشر از دانش و فرهنگ و خرد از خود به جای گذاشته اند که با اندوه فراوان بسیاری از ما ایرانیان از آن نا آگاه هستیم . این نشان " فره وشی" یا " فروهر" نام دارد که قدمت آن بیش از 4000 سال تخمین زده شده است . تاریخچه فره وشی ی افروهر به پیش از زایش زرتشت بزرگوار این پیر و فیلسوف خرد و فرهنگ و دانش جهان باز میگردد . سنگ نگاره هایشاهنشاهان هخامنشی در کاخهای پرسپولیس و سنگ نگاره های شاهنشاهان ساسانی همه حکایت از آن دارد . نکته بسیار شگفت انگیز این نشان ملی ما ایرانیان آن است که تک تک این نشان دارای مفهوم دانشی نهفته است . اینک به تشریح این نشان ملی می پردازیم :

1 -

قرار دادن چهره یک پیرمرد سالخورده در این نگاره اشاره به شخص نیکوکاری و یکتا پرستی دارد که رفتار و ظاهر مرتب وپسندیده اش سرمشق و الگوی دیگر مردمان بوده است و دیگران تجربیات وی را ارج می نهادند .

نگاره فروهر باستانی ایران

2.
دست راست نگاره به سوی آسمان دراز شده است که این اشاره به ستایش "دادار هستی اورمزد" خدای واحد ایرانیان دارد که زرتشت در 4000 سال پیش آنرا به جهان هدیه نمود .

نگاره فروهر باستانی ایران

3 -

چنبره ای ( حلقه ای ) دردست چپ نگاره وجود دارد که نشان از عهد و پیمانی است که بین انسان و اهورامزدا بسته میشود و انسان باید خدای واحد را ستایش کند و همیشه در همه امور وی را ناظر بر کارهای خود بداند . مورخین حلقه های ازدواجی که بین جوانان رد و بدل می شود را برگرفته شده از همین چنبره میدانند و آنرا یک سنت ایرانی میدانند که به جهان صادر شده است . زیرا زن و شوهر نیز با دادن چنبره ( حلقه ) به یکدیگر پیمانی را با هم امضا نموده اند که همیشه به یکدیگر وفادار بمانند .

نگاره فروهر باستانی ایران

4 -

بالهای کشیده شده در دو طرف نگاره اشاره به تندیس پرواز به سوی پیشرفت و ترقی در میان انسانهاست و در نهایت امر رسیدن به اورمزد دادار هستی خدای واحد ایرانیان است .

نگاره فروهر باستانی ایران

5 -

سه قسمتی که روی بالها به صورت طبقه بندی شده قرار گرفته است اشاره به سه دستور جاودانه پیر خرد و دانش جهان "اشو زرتشت" دارد . که بی شک میتوان گفت تا میلیون سال دیگر تا جهان در جهان باقی باشد این سه فرمان پابرجاست و همیشه الگو و راهنمای مردمان جهان است . این سه فرمان که روی بالهای فروهر نقش بسته شده همان کردار نیک - گفتار نیک - پندار نیک ایرانیان است .

نگاره فروهر باستانی ایران

6 -

در میان کمر پیرمرد ایرانی یک چنبره ( حلقه ) بزرگ قرار گرفته شده است که اشاره به " دایره روزگار" و جهان هستی دارد که انسان در این میان قرار گرفته است و مردمان موظف شده اند در میان این چنبره روزگار روشی را برای زندگی برگزینند که پس از مرگ روحشان شاد و قرین رحمت و آمرزش الهی قرار بگیرد .

نگاره فروهر باستانی ایران

7 -

دو رشته از چنبره ( حلقه ) به پایین آویزان شده است که نشان از دو عنصر باستانی ایران دارد .. یکی سوی راست و دیگری سوی چپ . نخست " سپنته مینو" که همان نیروی الهی اهورامزدا است و دیگری "انگره مینو" که نشان از نیروی شر و اهریمنی است . انسان در میان دو نیروی خیر و شر قرار گرفته است که با کوچکترین لرزشی به تباهی کشیده می شود و نابود خواهد شد . پس اگر از کردار نیک - گفتار نیک - پندار نیک پیروی کند همیشه نیروی سپنته مینو در کنار وی خواهد بود و او به کمال خواهد رسید و هم در این دنیا نیک زندگی خواهد کرد و هم در دنیای پسین روحش شاد و آمرزیده خواهد بود .

نگاره فروهر باستانی ایران

8 -

انتهای لباس پیرمرد سالخورده باستانی ایران که قدمتی بیش از 4000 سال دارد به صورت سه طبقه بنا گذاشته شده است که اشاره به کردار نیک - گفتار نیک - پندار نیک دارد . پس تنها و زیباترین راه و روش نیک زندگی کردن و به کمال رسیدن از دید اشو زرتشت همین سه فرمان است . که دیده می شود امروز جهان تنها راه و روش انسان بودن را که همان پندارهای زرتشت بوده است را برای خود برگزیده است و خرافات و عقاید پوچ را به دور ریخته است .

این تنها گوشه ای از آثار نیاکان گرامی ماست که امروز وظیفه ماست از آن پاسداری کنیم

. به امید روزی که ایرانی به هویت ملی خویش بازگردد . اینجا تنها این آرزوی داریوش بزرگ که در سنگ نبشته های خود به جای گذاشته است به حقیقت می پیوندد :

نگاره فروهر باستانی ایران


شهرهرت

- شهر هرت جايي است که رنگهاي رنگين کمان مکروهند و رنگ سياه مستحب.

- شهر هرت جايي است که اول ازدواج مي کنند بعد همديگر رو مي شناسن.

- شهر هرت جايي است که بهشتش زير پاي مادراني است که حقي از زندگي و فرزند و همسر ندارند.

- شهر هرت جايي است که درختها علل اصلي ترافيک اند و بريده مي شوند تا ماشينها راحت تر برانند.

- شهر هرت جايي است که کودکان زاده مي شوند تا عقده هاي پدرها و مادرهاشان را درمان کنند.

- شهر هرت جايي است که شوهر ها انگشتر الماس براي زنانشان مي خرند اما حوصله 5 دقيقه قدم زدن را با همسران ندارند.

- شهر هرت جايي است که با ميلياردها پول بعد از ماهها فقط مي توان براي مردم مصيبت ديده، چند چادر برپا کرد.

- شهر هرت جايي است که خنده عقل را زائل مي کند.

- شهر هرت جايي است که مردم سوار تاکسي مي شن زود برسن سر کار تا کار کنن وپول تاکسيشونو در بيارن.

- شهر هرت جاييه که نصف مردمش زير خط فقرن اما سريال هاي تلويزيوني رو توي کاخها مي سازن.

- شهر هرت جايي است که گريه محترم و خنده محکومه.

- شهر هرت جايي است که وطن هرگز مفهومي نداره و باعث ننگه پس ميرويم ترکيه و دوبي و اروپا و آمريکا و ........ را آباد ميکنيم.

- شهر هرت جايي است که هرگز آنچه را بلدي نبايد به ديگري بياموزي.

- شهر هرت جايي است که وقتي مي ري مدرسه کيفتو مي گردن مبادا آينه داشته باشي.

- شهر هرت جايي است که دوست داشتن و دوست داشته شدن احمقانه، ابلهانه و ... است.

- شهر هرت جايي است که توي فرودگاه برادر و پدرتو مي توني ببوسي اما همسرتو نه ....

- شهر هرت جايي است که وقتي از دختر مي پرسن مي خواي با اين آقا زندگي کني مي گه: نمي دونم هر چي بابام بگه.

- شهر هرت جايي است که وقتي مي خواي ازدواج کني 500 نفر رو دعوت مي کني و شام ميدي تا برن و از بدي و زشتي و نفهمي و بي کلاسي تو کلي حرف بزنن.

- شهر هرت جايي است كه هر روز توي خيابون شاهد توهين به مادرها و دخترها هستي ولي كاري ازدستت برنمياد.

- شهر هرت جايي است كه مردمش پولشان را توی چاه میریزن و دعا میکنن که خدا آنها را از فقر نجات بده..

- شهر هرت جایی است که به بعضی از بیسوادها میگن پروفسور.

- شهر هرت جایی است که در مدرسه به بچه ها یاد میدن که جاسوسی والدین و فامیل شان را بکنن.

شهر هرت جايي است كه ........

خدايا اين شهر چقدر به نظرم آشناست...